دوران عجيبی است

ممكن است ناگهان بدون دليل دوست داشته باشی گريه كنی! چند دقيقه بعد دوست داشته باشی الكی بخندی.
تو خونه نشستی كه يه دفعه احساس ميكنی به دوستت نياز داری، سريع بهش زنگ ميزنی و ميری كه باهاش صحبت كنی.
پيش مياد كه چند روز دوست داری اصلا درس نخونی يا بعضی موقع ها دوست داری بي دليل با معلم يا پدر‌و مادرت دعوا كنی!
يه مسئوليت هرچقدرهم كوچيك و زودگذر، ميتونه كلی تو رو خوشحال كنه.
خيلي دوست داری مثل بزرگترها باهات رفتار كنند و كوچكترين تحقيری را نمی‌پذيری.
كلا دوران عجيبی است، دوران نوجوانی ...

4 comments:

حيدريم said...

آخي
داداشي من كي ذيتت كرده
من؟
دستم درد نكنه :)

سمیه said...

دوران خوبیه من که ازش خیلی خاطره دارم به خصوص که دوستای خیلی خوبی هم داشتم که هنوز هم با هم دوستیم

حامد said...

چند سال دیگه حسرت همین دوران عجیب نوجوانی رو میخوری :)

ويكي said...

نگو اينو كه دلم خونه اين روزا..!
دلم لك زده واسه روزاي بي مسئوليتي...1
داداشي نميدوني اون روزا كه هيچ فكر و مشغله اي نداشتم چقدر بم خوش ميگذشت.هيچي نميخواستم نه كهر نه پول و نه ..!
استفاده كن از اين روزا.تا ميتوني بيخيالي طي بكش كه بخدا بر نميگرده.الان اينقدر زير قرضم كه نميتونم باور كنم مرد شدم.كاش بچه بودم تا ميمردم.